تبلیغات
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی - مقاله ای از شهید حاج رضا مظفر
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

http://s2.picofile.com/file/7695427739/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%85%D8%B8%D9%81%D8%B111.bmp

http://s2.picofile.com/file/7695427739/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%85%D8%B8%D9%81%D8%B111.bmp
مشرق--- عقلانیت شیعه از آغاز ورود فلسفه یونان به عالم اسلام در برابر آن صف آرایی کرد و از عقاید برهانی وحی در برابر مطالب شبه عقلانی فلسفه دفاع کرد. در خط مقدم این دفاع، خود اهل بیت علیهم السلام قرار داشتند که با تبیین برهانی عقاید بویژه در عرصه توحید و معرفت الله، مرز بین معارف برهانی وحی را با مبانی و عقاید فلسفی جدا می کردند و پشت سر آنها شاگردان برجسته آنها چون هشام بن حَکَم قرار داشتند.


 به شهادت کتب رجالی، هشام شاگرد نامی امام صادق علیه السلام اولین ردیه را بر ارسطو نوشته و به دلیل ضدیت پیوسته اش با فلسفه از سوی خلافت عباسی که مدافع و مروج فلسفه بوده، تحت تعقیب قرار گرفته است. مورخان به این موضوع اشاره کرده اند که چون یحیی بن خالد برمکی به شواهد و نوشته هایی از هشام در رد و طعن بر فلاسفه دست یافت، هارون عباسی را تحریک به قتل هشام نمود.[1]
 فضل بن شاذان شاگرد مبرز ائمه هدی امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام دیگر عالم و متکلم شیعی است که از جمله تصانیف 180 گانه او کتابی با عنوان «النقض علی من یدعی الفلسفة فی التوحید و الاعراض و الجزء» است. اثر دیگر ضد فلسفی او که در کتب رجالی از آن یاد شده است، «المسائل فی العالم و حدوثه» است که به دفاع از نظریه برهانی حدوث عالم در برابر نظریه فلسفی قدم عالم نگاشته شده است.[2]
 مناظرات و احتجاجات اهل بیت علیهم السلام با دهریین و فیلسوفان زمان خودشان که صبغه ای کاملا برهانی و استدلالی داشته اند، اغلب بنیادی ترین اعتقادات فلسفی را نشانه می رفته اند. به عنوان نمونه یکی از اساسی ترین عقاید فلسفی قول به قدیم بودن عالم و عدم انفکاک جهان هستی از ذات الهی است. شرح منظومه می نویسد:
 متكلمین می‏گویند: عالم حادث زمانی است به این معنا كه اگر به قهقرا برگردیم... بالاخره به لحظه‏ای می‏رسیم كه عالم پدید آمده، و قبل از آن لحظه عالمی نبوده است. می‏گویند اگر عالم حادث زمانی نباشد قدیم زمانی است و اگر قدیم زمانی باشد بی‏نیاز از علت و خالق است... اما حكمای الهی [فلاسفه] معتقدند كه عالم قدیم است یعنی اصول و اركان عالم ازلی است و از لحاظ زمان هر اندازه به عقب برگردیم به مبدأ و آغاز شروعی نمی‏رسیم، زمان ابتدا و انتهایی ندارد. از نظر حكمای الهی [فلاسفه] "كل حادث مسبوق بمادة ومدة: هر چیز تازه‏ای قبلا ماده حامل استعدادی داشته است و هم پیش از او زمانی بوده است".[3]
حال با مراجعه به سخنان اهل بیت علیهم السلام مشاهده می کنیم که این عقیده و اصل فلسفی بارها از سوی اهل بیت علیهم السلام مورد نقد و رد قرار گرفته است: امام صادق علیه السلام: انه لو کان معه شئ فی بقائه لم یجز أن یکون خالقا له لانه لم یزل معه فکیف یکون خالقا لمن لم یزل معه؟[4]
 اگر چیزی در بقا با خداوند می بود دیگر ممکن نبود که خداوند خالق آن چیز باشد، چه این که در این صورت آن چیز پیوسته با خداوند بوده است. پس چگونه ممکن است خداوند آفریننده چیزی باشد که ازلا با او موجود بوده است؟! امام باقر علیه السلام نیز در رد برعقیده فلسفی قدم عالم و امتناع خلق اشیاء از عدم (لا من شئ) می فرمایند: إن الله‏ تبارك وتعالی لم یزل عالما قدیما، خلق الاشیاء لا من شیء ومن زعم أن الله‏ تعالی خلق الاشیاء من شیء فقد كفر، لانه لو كان ذلك الشیء الذی خلق منه الاشیاء قدیما معه فی أزلیته وهویته كان ذلك أزلیا، بل خلق الله‏ عز وجل الاشیاء كلها لا من شیء. همانا خداوند تبارك و تعالی پیوسته عالم و قدیم بوده است. اشیا را از چیزی نیافریده است و هر كس معتقد باشد كه خداوند اشیا را از چیزی آفریده است تحقیقا كافر شده است. زیرا اگر آن چیزی كه اشیا از آن آفریده شده‏اند قدیم بوده، در ازلیت و هویت با خداوند وجود داشته است پس خودِ آن چیز ازلی خواهد بود، بلكه خداوند تعالی اشیا را از چیزی نیافریده است. امام رضا علیه ‏السلام از امیرالمؤمنین علیه ‏السلام نقل می‏فرمایند: الحمد لله‏ الذی لا من شیء كان، ولا من شیء كون ما قد كان، المستشهد بحدوث الاشیاء علی أزلیته.[5]
حمد خداوندی را كه از چیزی پدید نیامده، اشیا را نیز از چیزی ایجاد نفرموده، و حدوث اشیا را گواه بر ازلیت خویش قرار داده است. و نیز آن حضرت می‏فرمایند: إن كل صانع شیء فمن شیء صنعه، والله‏ الخالق اللطیف الجلیل خلق وصنع لا من شیء.[6]
هر سازنده‏ای اشیا را از چیزی دیگر می‏سازد، و خداوند آفریدگارِ ناشناخته والامقام اشیا را بدون اینكه آنها را از چیزی بسازد ایجاد فرموده است.
زندیقی از امام صادق علیه ‏السلام پرسید: من أی شیء خلق الله‏ الاشیاء؟ قال علیه ‏السلام: لا من شیء. فقال: كیف یجیء من لا شیء شیء؟ قال علیه ‏السلام: إن الاشیاء لا تخلو إما أن تكون خلقت من شیء أو من غیر شیء، فإن كانت خلقت من شیء كان معه فإن ذلك الشیء قدیم، والقدیم لا یكون حدیثا ولا یفنی ولا یتغیر... قال: فمن أین قالوا: إن الاشیاء أزلیة؟ قال: هذه مقالة قوم حجدوا مدبر الاشیاء فكذبوا الرسل ومقالتهم والانبیاء وما أنبأوا عنه، وسموا كتبهم أساطیر، و وضعوا لانفسهم دینا بآرائهم واستحساناتهم... لو كانت قدیمة لم یتغیر من حال إلی حال، وإن الازلی لا تغیره الایام ولا یأتی علیه الفناء.[7]
خداوند اشیا را از چه چیزی آفریده است؟ امام علیه ‏السلام فرمودند: آنها را از چیزی نیافریده است. گفت: چگونه ممكن است از "هیچ"، چیزی پدید آید؟ ! فرمودند: اشیا یا باید از چیزی آفریده شده باشند، ویا اینكه از چیزی آفریده نشده باشند، اگر از چیزی آفریده شده باشند كه آن چیز با خداوند بوده است پس آن چیز قدیم خواهد بود، در حالی كه قدیم نمی‏تواند حادث باشد و فنا و دگرگونی بپذیرد... گفت: پس از كجا گفته‏اند كه اشیا ازلی‏اند؟! فرمودند: این گفتار، اعتقاد كسانی است كه وجود مدبر اشیا را انكار كرده‏اند، انبیا و گفتار آنان را تكذیب نموده، و خبرهای آنها را دروغ شمرده‏اند. كتاب‏های آنها را افسانه انگاشته، و برای خویشتن مذهبی بر اساس اندیشه‏ها و افكار خود بنا نهاده‏اند... اگر قدیم می‏بود دگرگونی در احوال نمی‏پذیرفت، ازلی آن است كه زمان‏ها آن را دگرگون نمی‏سازند، و فنا و نیستی در آن راه ندارد.
 اکنون در مقابل موضع فلسفه که بر خلاف سخنان و براهین صریح اهل بیت علیهم السلام عالم را قدیم و ازلی می داند به موضع متکلمان عالیقدر شیعه مراجعه می کنیم که چگونه از موضع برهانی و وحیانی اهل بیت علیهم السلام دفاع عقلانی می کنند. مرحوم خواجه نصیر الدین طوسى در کتاب کلامی تجرید الاعتقاد می نویسد: إن وجود الممكن من غیره، فحال ایجاده لا یكون موجودا لاستحالة إیجاد الموجود، فیكون معدوما، فوجود الممكن مسبوق بعدمه، وهذا الوجود یسمى حدوثا، والموجود محدثا. فكل ما سوى الواجب من الموجودات محدث، واستحالة الحوادث لا إلى أول ـ كما یقوله الفلسفی ـ لا یحتاج إلى بیان طائل بعد ثبوت إمكانها المقتضی لحدوثها. وجود ممکن از غیر خودش می
باشد، پس ایجاد آن باید در حالی باشد که پیش از آن موجود نباشد زیرا ایجاد چیزی که موجود باشد محال است. پس معدوم بوده است و وجود آن پس از عدمش میباشد. نام این گونه وجود، حدوث است. پس تمامی ماسوای خداوند متعال محدث میباشند، و با توجه به امکان حوادث که مقتضی حدوث آنها میباشد دیگر بطلان نظریه فلاسفه که میگویند: "حوادث ابتدا ندارد" نیاز به بیان ندارد.
و نیز می گوید: الواجب المؤثر فی الممكنات قادر، إذا لو كان موجبا لكانت الممكنات قدیمة، واللازم باطل ـ لما تقدم ـ ... خداوندی که ممکنات را آفریده است قادر می
باشد زیرا اگر غیر مختار میبود لازم میآمد که مخلوقات ازلی باشند در حالی که چنان که گفتیم ازلیت مخلوقات باطل است... و مى‏ نویسد: ولا قدیم سوى الله‏ تعالى. غیر از خداوند تعالی هیچ موجود ازلیای وجود ندارد. و دیگر متکلم بزرگ شیعه مرحوم علامه حلى در شرح كلام خواجه در رد مذاهب فلسفى مى‏ گوید: وكل هذه المذاهب باطلة، لأن كل ما سوى الله‏ ممكن، وكل ممكن حادث.[8]
 تمامی این مذاهب [مذاهب فلسفی در مورد ازلیت و قدیم بودن موجودات] باطل است، زیرا تمای ماسوای خداوند ممکن الوجود است، و هر ممکنی هم حادث می
باشد. کلام شیعی از آغاز مبتنی بر آموزه های عقلانی و برهانی اهل بیت علیهم السلام بوده است. این کج فهمی ای برخاسته از القائات فلسفی مسلکان است که کلام مساوی با تعبد و نقلی بودن قلمداد می شود؛ در حالی که هر جا موضوعی عقلی مطرح بوده است مانند بسیاری از مباحث توحیدی، اهل بیت علیهم السلام با استناد به براهین و استدلال های عقلی، طرح مساله و موضوع می کرده اند[9]
 بویژه آنجا که در موضع مناظره و احتجاج با منکران و مخالفان بوده اند. متکلمان عالیقدر شیعه چون شیخ مفید، سید مرتضی، ابوالصلاح حلبی، خواجه نصیر الدین طوسی و علامه حلی و ... با مراجعه به آموزه های برهانی اهل بیت علیهم السلام کلام عقلی شیعی را پی ریزی کردند.
 در همین جا باید به این نکته اشاره کرد که فراگیری یک برهان عقلی از روایات و نصوص وحیانی، هرگز آن را به دایره تعبدیات نمی برد همان گونه که آموختن ریاضی نزد معلم آن، به مفهوم نقلی و تعبدی بودن این علم نمی باشد. این پنداری بس باطل است که کسانی مراجعه به فیلسوفان یونانی و فراگیری استدلال های آکنده از وهم و خطای آنها را فعل و انفعالی عقلانی بدانند اما مراجعه به متون وحیانی و استنباط براهین و استدلال های عقلی مندرج در آنها را امری تعبدی و نقلی قلمداد کنند.
 اساسا عقل آدمی نیاز به معلم و آموزگار داشته و در خلآ نمی تواند بارور شود و در همین مسیر است که اثاره گنجینه های عقول یکی از رسالت های انبیاء ذکر شده است (لیثیروا لهم دفائن العقول). بسیاری از روایات نیاز عقل به علم و معلم را یاد آور شده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: لا یفلح من لا یعقل و لا یعقل من لا یعلم[10]
 آن که تعقل نورزد رستگار نمی شود و آن که جاهل باشد نمی تواند تعقل بورزد. تفاوت فیلسوفان با متکلمان شیعه در این است که فیلسوفان برای باروری عقل خود به فلاسفه مشرک یا ملحد یونان مراجعه کرده اند و نقطه عزیمت علمی و استدلالی خود را آموزه های بشری آنها قرار داده اند اما متکلمان شیعه استدلال ورزی و عقلانیت خود را با آموزه های برهانی قران و عترت آغاز کرده اند.
 فیلسوفان در این سیر علمی و فلسفی خود به عقایدی چون وحدت وجود، عینینت خالق و مخلوق، قدم عالم، نفی خلقت و ... رسیده اند اما متکلمان به خداوند خالق و قادر و مختار و متعالی از هر گونه مجانست با مخلوقات و .... رسیده اند. فلاسفه با ادعای عقلانیت و استقلال در فهم براهین عقلی از آموزه های برهانی و عقلانی قران و اهل بیت علیهم السلام فاصله گرفته تا انگ تعبد و نقلی گرایی نخورند اما در فرجام این مسیر به وادی بدترین تقلیدها افتادند و طوق تقلید الهه پرستان یونانی را به گردن خود آویختند.
مرحوم شیخ محمد رضا مظفر در مقدمه ای که بر اسفار ملا صدرا دارد، می نویسد: «ملا صدرا بر بزرگان فلاسفه و اولیاء در مشاهدات و مکاشفات نوری شان از جمله در مورد مثل افلاطونی درود می فرستد و می گوید: افلاطون و امثال او در اثبات این نظریه به صرف مشاهدات و مکاشفات صریح و مکرری که برایشان رخ داده است اکتفاء کرده اند و برای دیگران حکایت کرده اند[بدون ارائه برهان و دلیل] لکن برای انسان نسبت به آنچه که این فلاسفه بر آن اتفاق کرده اند اطمینان حاصل شده و نسبت به آنچه که مشاهده و مکاشفه کرده اند جزم پیدا می شود و هیچ کس حق ندارد در این موضوع با آنها مجادله و مخالفت کند چرا که انسان ها وقتی در مورد اوضاع کواکب و تعداد افلاک به رصدهای حسی نجومی یک شخص مثل ابرخس یا چند شخص که در معرض غلط های فاحش است اعتماد می کنند، اعتماد به اقوال فحول فلاسفه که مبتنی بر رصدهای مکرر عقلی آنان است و احتمال خطاء در آنها نمی رود، سزاوار تر است». مرحوم مظفر بلا فاصله بعد از نقل قول فوق با لحنی طعن آلود می افزاید: این نهایت چیزی است که می توان در ستایش از رصدهای عقلی [فیلسوف یا فیلسوفانی] گفت: «احدی حق ندارد با آنها مخالفت کند» و «احتمال خطاء در آنها راه ندارد».[11]!!
 امام صادق علیه‏السلام در رساله‏ای به مذمت کسانی می پردازد که فارغ از تعالیم وحیانی حجج الهی و کانون عصمت به نظریه سازی و فلسفه بافی دست می زنند: «هر كس دیگران را به سوی روش و استدلالات و اندیشه‏های خویش فراخواند نه انصاف دارد و نه به نتیجه‏ی صحیحی مى‏رسد؛ زیرا آن دیگران نیز، نظریات و اندیشه‏ها و استدلالاتی دارند و هیچ دلیلی بر ترجیح مكتب و داعیانِ این راه بر نظریات پیروانشان نیست؛ چه بسا خود ایشان پس از اندكی به شاگردان خود محتاج شوند. ما خود نیز دیده‏ایم كه برخی از شاگردان - ولو پس از مدتی - از استاد خود فراتر مى‏روند؛ و معلمان را هم گاهی دیده‏ایم كه در نظریات خود محتاج به نظریه‏ی پیروان خود مى‏گردند. در نتیجه‏ پیمودن همین راهها است كه جاهلان به حیرت افتاده و اهل شك و تردید، اسیر گمان‏ها و حدس‏ها و تخمینات خود شده‏اند. اگر خداوند، پیمودن چنین راهی را جایز مى‏دانست دیگر پیامبران را با آیین‏های محكم و قاطع بر نمى‏انگیخت، و بر یاوه‏ بافی وجهالت‏پردازی خرده نمى‏گرفت. آنگاه كه مردمان، حق را نشناختند و از نعمت او روی برگرداندند و به جهالت و افكار خود ساخته، خویش را مستغنی از علم الهی دانستند و با كنار نهادن انبیا و امامان معصوم علیهم‏السلام به افكار و اندیشه‏های خود اكتفا كردند، خداوند هم ایشان را با ساخته‏هایشان واگذاشت و خوار و ذلیلشان فرمود، تا آنجا كه ایشان، اینك خویشتن را پرستش مى‏كنند و خود نمى‏فهمند! آرى، اگر خداوند به این اعمال و نظریه‏پردازى‏های ایشان راضی بود دیگر برای ایشان پیامبران را نمى‏فرستاد كه با احكام روشن و قاطعانه‏ی خود، اختلافات ایشان را ریشه‏كن سازند و از افكار خود ساخته، بازشان دارند. ما دلیل عدم رضایت خداوند به پیمودن این راه‏ها را این مى‏دانیم كه پیامبران با اموری متین و صحیح مبعوث شده‏اند و از پرداختن به امور مورد اشكال و هلاك‏كننده نهی فرموده‏اند. خداوند ایشان را همراه اموری كه از رأی و قیاس بركنار است، راه و راهنما به سوی خود قرار داده است. پس هر كس بخواهد آنچه نزد خداوند است با تفكر و اندیشه و استدلال [شخصی] دریابد، جز بر دوری خود از خداوند نیفزاید. هرگز پیامبری مبعوث نگردید ـ اگر چه سالیان دراز عمر كند ـ كه از مردمان چیزی را بپذیرد كه با آنچه از نزد خداوند آورده است مخالف است تا اینكه لازم آید گاهی تابع باشد و دیگر گاه متبوع! و هرگز دیده نشد كه پیامبری در آنچه آورده است بر اساس تفكر و رأی خویش سخن براند . . . و این خود برای عاقلان، دلیل است بر اینكه نظریه پردازان بر خطا و بر باطلند.... پس از دو خصلت بر حذر باش:
1 . اینكه آنچه را خود به آن مى‏رسی ارائه دهی و جاهلانه و نادانسته، پیرو خویشتن باشى.
 2 . از مكتب و تعالیم انبیا كه بدان نیازمندی خود را مستغنی شمارى، و آن را كه به سوی او باز خواهد گشت تكذیب كنى. بپرهیز از اینكه حق را از روی خستگی و ملالت واگذارى، و از روی جهل و ضلالت، باطل را نیكو شمارى؛ چرا كه ما هرگز كسی را كه پیرو رأی خویش باشد و از آنچه بیان داشتیم قدم فراتر نهد ندیدیم كه هدایت گردد. پس در آنچه گفتیم خوب بیندیش».[12]
یونس بن عبدالرحمن گوید: به امام كاظم علیه‏السلام عرض كردم: توحید الهی را چگونه بشناسیم؟ فرمودند: یا یونس، لا تَكونَنَّ مبتدعا، مَنْ نَظَرَ بَرأیَهِ هَلَكَ، وَمَنْ تَرَكَ أَهلَ بیتِ نبیِّهِ، وَمَنْ تَرَكَ كتابَ اللّهِ وَقَوْلَ نَبیِّهِ كَفَرَ.[13]
 در علم توحید و خداشناسی بدعت‏گذار مباش و در این راه با پای خود گام مزن، هر كس عقیده‏اش را به رأی و نظر خویش برگزیند، هلاك خواهد شد و هر كس اهل بیت پیامبرش را واگذارد گمراه خواهد شد و هر كس كتاب خدا و گفتار پیامبرش را وانهد كافر خواهد شد. والسلام
 
منبع: سرمقاله فصلنامه سمات شماره 5

 
 
[1] . شیخ طوسی، اختبار معرفة الرجال، 2/530
[2] . رجال نجاشی/ 307
[3] . مطهری، مرتضی، شرح منظومه، 1/256 ـ 257
[4] . کافی، 1/ 120
[5] . عیون اخبار الرضا علیه ‏السلام : 1/121؛ بحار الأنوار: 4/221.
[6] . عیون اخبار الرضا علیه ‏السلام : 1/129؛ توحید: 186؛ بحار الأنوار: 174.
[7] . احتجاج، 337 ـ 338؛ بحار الأنوار، 10/166.
[8] . كشف المراد، 57.
[9] . برای اطلاع بیشتر در این موضوع مراجعه کنید به کتاب فراتر از عرفان نوشته حجت الاسلام و المسلمین حسن میلانی و نیز کتب احتجاج مرحوم طبرسی
[10] . اصول کافی ج 1 کتاب العقل و الجهل ح 29
[11] . اسفار ج 1 مقدمه ص ح و ط
[12] . وسائل الشیعه، 18/32
[13] . كافى: 1/56.





نوع مطلب : مقالات وارده، 
برچسب ها : رضا مظفر، فلسفه،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی آل کاظمی
جمعه 24 شهریور 1396 12:07 ق.ظ
It is truly a nice and useful piece of information. I am glad that
you shared this helpful info with us. Please keep us
up to date like this. Thanks for sharing.
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:03 ب.ظ
These are genuinely impressive ideas in concerning blogging.
You have touched some pleasant points here. Any way keep
up wrinting.
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:09 ب.ظ
Superb, what a website it is! This website presents valuable facts to us, keep it up.
جمعه 6 مرداد 1396 05:56 ب.ظ
Definitely believe that that you said. Your favorite justification seemed to be on the web the easiest thing to understand of.
I say to you, I definitely get irked at the same time as people consider concerns
that they plainly don't recognise about.
You managed to hit the nail upon the highest and also defined out the entire thing without having side-effects ,
people could take a signal. Will likely be back to get more.

Thanks
شنبه 31 تیر 1396 07:40 ق.ظ
Good day very nice blog!! Man .. Excellent .. Wonderful ..
I'll bookmark your website and take the feeds also? I'm satisfied to search
out numerous helpful information here in the post, we need develop more techniques on this regard, thanks for sharing.
. . . . .
سه شنبه 13 تیر 1396 12:01 ق.ظ
Hi my loved one! I wish to say that this article is awesome, great written and come with almost
all significant infos. I would like to look more posts like
this.
شنبه 3 تیر 1396 04:38 ب.ظ
These are actually wonderful ideas in regarding blogging.

You have touched some pleasant points here. Any way keep up wrinting.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 10:24 ب.ظ
It's enormous that you are getting thoughts from this
article as well as from our discussion made here.
جمعه 18 فروردین 1396 07:24 ب.ظ
Wow, awesome weblog structure! How long have you ever been running a blog for?
you made running a blog glance easy. The full look of your site is wonderful, let alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
مدیر وبلاگ : علی آل کاظمی
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====