تبلیغات
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی - توبه وگستاخی
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

  آیا پذیرش توبه مایه گستاخی انسان نمی‌شودپاسخ آ‌یت‌الله العظمی سبحانی به یک سئوال

  آیا پذیرش توبه مایه گستاخی انسان نمی‌شود 


  اصولاً سوء استفاده از هر اصل صحیحى امكان‌پذیر است، ولى این سبب نمى‌شود كه آن اصل تشریع نشود و از برنامه تربیتى مربیان حذف گردد. 


 

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی خبرگزاری حوزه: حضرت آیت‌الله سبحانی در پاسخ به پرسشی راز توبه و اهمیت آن در قرآن و منابع دینی را تشریح کرده‌اند .

متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.

*سئوال

قرآن در آیات فراوانى مؤمنان را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت كرده است اكنون سؤال مى شود هدف از تشریع توبه چیست؟ آیا تشریع آن مایه گستاخى انسان ها نمى شود؟!

*پاسخ معظم‌له

از مسایل مهم در تحلیل توبه، تفسیر حكمت تشریع آن است، زیرا قرآن به مسأله ى توبه عنایت فوق العاده اى نشان داده و همه گناهكاران را به بازگشت به سوى خداوند امت از گذشته دعوت مى كند، و با نداى جهانى مى‌فرماید:

(قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ) .([1])

«بگو اى بندگان من كه در حقّ خود از حد تجاوز كرده اید، از رحمت خدا نومید نباشید، خدا همه گناهان را مى بخشد، او آمرزنده و مهربان است».

درست  است كه در این آیه، سخن از بخشودن همه گناهان است و سخن از توبه به میان نیامده است، ولى با توجه به مفاهیم قرآن روشن مى شود بخشوده شدن گناهان در پرتو عواملى است كه عمده ى آنها توبه و ندامت است و عوامل دیگر نسبت به توبه كمتر دخالت دارند.

*توبه یک اصل کلی است

باز در آیه دیگر مى فرماید:

(...وَتُـوبُوا إِلَى اللّهِ جَمیعـاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).([2])

«اى افراد با ایمان همگى به سوى خدا باز گردید، به امید آن كه رستگار شوید».

انگیزه ى توبه  به معنى توجه به سوى خدا، منحصر به ندامت از گناه وخلاف نیست، بلكه همان طور كه بعداً یادآور خواهیم شد، بازگشت انبیا و اولیا به سوى خدا و به شكل دیگر است، ولى در عین حال این آیه با یك دعوت همگانى، توبه را به صورت یك اصل كلى مطرح مى كند.

با توجه به چنین  وعده و عنایت گسترده، برخى در حكمت تشریع آن دچار اشكال شده و با خود چنین اندیشیده اند كه اعلام پذیرش توبه یك نوع دعوت به معصیت و گناه است و بندگان به اعتماد این كه در آینده راه توبه به روى آنها باز است، در بخشى از عمر به گناه و نافرمانى روى مى آورند.

البته اشكال یاد شده مخصوص به تشریع توبه نیست،چنین اندیشه هاى خام در هر نوع عملى كه اسلام آن را مایه ى بخشودگى گناه معرفى كرده، حاكم است، چنان كه مخالفان شفاعت نیز همان را دست آویز خود ساخته اند و ما چون در بحث شفاعت پیرامون راز «تشریع» و حدود تأثیر آن  بحث جداگانه اى مطرح مى كنیم، اكنون فقط به تشریح علت تشریع توبه مى پردازیم، اینك بیان مطلب:

*صفات برجسته پیامبران

قرآن یكى از صفات برجسته پیامبران را، مسأله ى امید به رحمت و ترس آنان از عذاب الهى بیان مى كند و این كه پیوسته آنان در درون خود، امید را با خوف ممزوج كرده و در عین ترس از دوزخ، به بهشت حق امیدوار بودند قرآن در این مورد آنان را چنین توصیف مى كند:

(...وَیَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعینَ) .([3])

«مارا  در حال امید واشتیاق به رحمت، و ترس از خشم و عذاب، با خضوع كامل مى خوانند».

شما  سراسر آیات قرآن را در نظر بگیرید، پیوسته سخن از دوزخ و عذاب، با سخن از بهشت و نعمت همراه است.

این تقارن، به خاطر آن است كه در قلمرو تربیت، تنها ایجاد ترس و خوف كافى نیست، بلكه در كنار آن باید رجا و امید را نیز پرورش داد وبه آنان گفت: «اگر خدا جهنم و دوزخى دارد، جنت وبهشتى نیز دارد»، تا گِرد زشتیها نروند و از آنها دورى جویند و اگر روزى آلوده شدند، از رحمت گسترده او مأیوس نشوند، و مردم در كنار خوف از عذاب الهى به رحمت او نیز امید و رجا داشته باشند.

قرآن پیامبران الهى را به عنوان منادیان امید و بیم معرفى كرده مى فرماید:

(كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ...) .([4])

«مردم یك گروه بیش نبودند، سپس خدا پیامبران را در حالى كه نوید و بیم دهنده بودند، برانگیخت».

*توبه عامل تشویق بر خلاف‌کاری نیست

تا اینجا نقش امید در سازندگى یك انسان بطور اجمال روشن گشت. این مسأله به اندازه اى واضح است كه نیاز به توضیح بیش از این ندارد. آنچه مهم است، این كه یادآور شویم كه وعده ى پذیرش توبه تحت شرایطى، شاخه اى از ایجاد امید در دل گنهكاران است كه در آینده ى خود تجدید نظر كنند، از گمراهى بازگشته،و از قانون شكنى دست بردارند، و هرگز «توبه» عامل تشویق بر خلاف كارى وقانون شكنى در زندگى دینى نیست، اینك توضیح این قسمت:

شكى نیست كه هر انسانى (مقصود انسانهاى معمولى وعادى است نه اولیاى معصوم الهى) در طول زندگى به خاطر طغیان غرایز و امیال نفسانى، به یك رشته خلاف و گناه كشیده شده و سرانجام كیفرهایى در نامه اعمال او نوشته مى شود حالا اگر این انسان راه توبه را به روى خود بسته ببیند، با خود چنین مى اندیشد:  اكنون كه سرنوشت من جز عذاب الهى و كیفربینى، چیزى نیست پس چرا در باقیمانده عمر، از لذتهاى نفسانى و اعمال غرایز خوددارى كنم؟ من كه اهل دوزخ و آتشم، چرا در آینده ى زندگى، از لذت گناه باز بمانم. بدون شك با چنین عقیده، به فكر اصلاح خود نمى افتد و به خلافكارى خود ادامه مى دهد، و پیوسته این مثل را زیر زبان زمزمه مى كند«آب كه از سر گذشت، چه یك وجب، چه صد وجب. چه یك نى، چه صد نى».

ولى چنین انسانى باید به مسأله ى توبه معتقد باشد و باور كند كه خداى قهّار كیفرده، سنت دیگرى را نیز در مسیر گنهكاران دارد، و آن این كه اگر در باقى مانده ى زندگى تصمیم بگیرند كه دیگر گرد گناه و خلاف نروند، و از قانون شكنى و خلافكارى دست بردارند، در این صورت خدا گناهان پیشین آنان را بخشیده و در این حال، سرنوشت آنها با سرنوشت صالحان و پاكان یكسان خواهد بود. در چنین حالى، دست از گناه و خلاف كشیده به صلاح و تقوا روى مى آورد.

یك چنین نور امید، در زندگى این انسان دگرگونى عظیمى ایجاد مى نماید و آهنگ زندگى او در آینده عوض شده و از مسیر پیشین، فاصله خواهد گرفت.

از این بیان روشن مى شود كه توبه، نه تنها عامل تشویق به گناه نیست، بلكه عامل كاهش گناه و خلاف مى باشد و چه بسا از این طریق، هزاران فرد آلوده، در نیمه دیگر زندگى، به پاكى و پیراستگى گرویده و از حجم جرایم و گناهان كاسته مى شود.

شما اگر به قوانین حاكم بر زندان ها در جهان، نظرى بیفكنید، كسانى را مشاهده خواهید نمود كه به زندانهاى ابد یا دراز مدت محكوم مى شوند، ولى در كنار این قانون، یك اصل دیگر بر عموم زندانیان حكومت مى كند و آن این كه اگر بر متصدیان بى طرف زندان ندامت و پشیمانى زندانى آشكار گردد و بدانند كه او از صمیم دل از گناه خود پشیمان است، در این صورت عفو او را از مقامات مسئول مى خواهند. حال، اگر چنین اصلى وجود نداشت وزندانى مى دانست كه دگرگونى و ندامت و پشیمانى در سرنوشت او تأثیرى ندارد، در این صورت نه تنها در زندان، وضع خود را عوض نمى كرد، بلكه چه بسا اسباب دردسر مأموران را نیز فراهم مى آورد.

*تهدید و تشویق

از برخى از آیات استفاده مى شود كه اگر تهدید به كیفر، یكى از پایه هاى اتمام حجت از جانب خدا است، نویدهاى شادى بخش نیز پایه ى دیگر آن را تشكیل مى دهد. از جمله آنجا كه مى فرماید:

(رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ لِئَلاّ یَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَالرُّسُلِ...).([5])

«پیامبرانى نوید بخش و بیم دهنده بر انگیخت تا پس از آمدن پیامبران، مردم بر خدا حجت و دلیلى نداشته باشند».

پندار پیشین(باز كردن باب توبه نوعى ارایه چراغ سبز براى خلافكاران است) در صورتى مى تواند رنگ استدلال به خود بگیرد كه توبه در هر شرایط و به هر صورت مایه ى نجات انسان باشد، در حالى  كه توبه براى خود شرایطى دارد كه بسا قسمتى از آنها براى انسانهاى گنهكار فراهم نگردد. در این صورت چگونه مى تواند یك انسان گنهكار بدون آگاهى از امكان تحصیل شرایط، به امید توبه گناه كند وقانون ها را بشكند، چه بسا برخى از این شرایط در آینده ممكن نباشد.

یكى از این شرایط تكوینى توبه، بقاى حیات وزندگى است. و هرگز هیچ گنهكارى قطع ویقین به حیات خود ندارد. در این صورت، چگونه مى تواند با شك وتردید نسبت به حیات آینده، به امید توبه گناهى را مرتكب شود؟

آرى، گاهى برخى از مجرمان به امید توبه مرتكب گناهان مى شوند، چنین افرادى، خود را فریب مى دهند و اگر هم باب توبه به روى آنان باز نبود، دست از گناه بر نمى داشتند. ولى براى ظاهر سازى مسأله توبه و بازگشت به سوى خدا را مطرح مى كنند.

اصولاً سوء استفاده از هر اصل صحیحى امكان پذیر است، ولى این سبب نمى شودكه آن اصل تشریع نشود و ازبرنامه ى تربیتى مربیان حذف گردد.

ما، در برابر یك واقعیت انكار ناپذیرى هستیم وآن این كه نوع وغالب انسانها در  طول زندگى خود، جدا از گناه و خطا نیستند و افراد پیراسته در میان آنها بسیار كم و انگشت شمارند. و سرانجام به این واقعیت مى رسیم كه گناه از فرد وجامعه منفك وجدا نیست، خواه باب توبه بر روى بشر باز باشد ویا به روى اوبسته گردد. در چنین شرایط، تشریع توبه كمك به سعادت انسان است نه به شقاوت و بدبختى او....

آرى اگر فرد وجامعه در صورت بسته شدن باب توبه، از گناه مصون، ویا توبه مایه ى «تَجَرّى»  بود، در این صورت تشریع توبه برخلاف حكمت به حساب مى آمد، در حالى كه حقیقت بر خلاف آن است. انسان با یك رشته غرایز مرزنشناسى آفریده شده و غالباً «تعقّل» و تمایلات فوقانى او مقهور غرایز و تمایلات پایین او است و این مطلب به صورت یك پدیده ى اجتناب ناپذیر درباره ى انسان محرز است. در این صورت، تشریع توبه عامل پیدایش گناه و یا فزونى آن نخواهد بود، بلكه روزنه ى امیدى براى رهایى از اسارت شهوتها ونجات از شقاوت وبدبختى است.

با این تحلیل، به یكى از رازهاى مهم تشریع توبه آگاه شدیم و بسیار مناسب است برخى از روایات را كه به گونه اى به این حكمت اشاره دارند یادآور شویم:

1. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام)سؤال مى كند: اگر كسى گناه كرده و توبه نموده، امّا باز توبه را شكسته ومرتكب گناه شده، آنگاه توبه نموده است، آیا خدا توبه چنین فردى را مى پذیرد؟

امام در پاسخ این سؤال چنین فرمودند: «هرگاه مؤمن ، با طلب آمرزش و توبه به سوى خدا باز گردد خدا نیز با آمرزش به وى مى نگرد، خدا بخشاینده ومهربان است، توبه را مى پذیرد و ازبدى ها مى گذرد».

آنگاه فرمود:

«فَایّاكَ أَنْ تُقَنِّط المْؤْمِنینَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ».([6])

«مبادا افراد  با ایمان را از رحمت خدا مأیوس سازى».

2. امیرمؤمنان (علیه السلام)  در كلمات قصار خود چنین مى فرماید:

«اَلْفَقیهُ كُلُّ الْفَقیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ، وَلَمْ یُؤْنِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللّهِ، وَلَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ».([7])

«انسان  فهمیده و با كمال كسى است كه مردم را از رحمت خدا ناامید نگرداند، و آنان را از لطف و رأفت خدا نومید نسازد و (در عین حال) از عذاب ناگهانى خدا مطمئن نگرداند».

در این حدیث، به دو عامل تربیتى ـ یعنى بیم و امید ـ توجه كامل شده است. آنان كه تنها به امید تكیه مى كنند، یهودى ویا یهودى صفتانند كه به امید رحمت از هیچ جنایتى خوددارى نمى كنند و آنان كه تنها به بیم و خوف از غضب خدا تكیه مى كنند افراد مأیوسى خواهند بود كه  هرگز توبه نیز مایه ى نجات آنها نخواهد بود.

3. «زُهَرى» از عالمان دربار اموى بود، روزى دستور مجازات و  تنبیه فردى را صادر كرد، آن فرد در حین مجازات جان سپرد زهرى از این حادثه به وحشت افتاد، شهر و خانواده ى خود را ترك نموده و به غارى پناه برد، مدت نُه سال در آن جا اقامت نمود، تا آن كه در ایّام حج شرفیاب محضر امام سجاد(علیه السلام)  شد. امام (علیه السلام)به او فرمود:

«إنّى أخافُ مِنْ قُنُوطِكَ ما لا أَخافُ مِنْ ذَنْبِكَ».

«من از یأس و ناامیدى تو از رحمت الهى، بیش از گناهى كه مرتكب شده اى ترسانم».

آنگاه فرمود:

«دیه  مقتول را به وارثان او پرداخت كن و به سوى خانواده خود بازگرد و به فراگیرى برنامه هاى دینى خود بپرداز».

از سخنان امیدبخش امام (علیه السلام)نور امیدى در روان  تاریك زهرى درخشید، از انزوا و خمودگى نجات یافت، و از آن پس در شمار اصحاب و یاران امام چهارم (علیه السلام)  جاى گرفت([8]).([9])

[1] . زمر/53.

[2] . نور/31.

[3] . انبیاء/90.

[4] . بقره/213.

[5] . نساء/165.

[6] . بحارالأنوار:ج6، ص20، باب 20، روایت 71.

[7] . نهج البلاغه: كلمات قصار، شماره ى 90.

[8] . بحار الأنوار:ج46،ص132; علامه ى مجلسى این روایت را از مناقب ابن شهر آشوب نقل كرده است. البته داستان مزبور با اندكى تفاوت در مجموعه ورام نیز نقل شده است.

[9] . منشور جاوید، ج8، ص 214 ـ 220.



نوع مطلب :
برچسب ها : توبه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 تیر 1392 :: نویسنده : علی آل کاظمی
چهارشنبه 22 شهریور 1396 11:41 ق.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme.
Did you make this website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz reply as I'm looking to design my own blog and would like to know where u got this from.
thanks a lot
جمعه 6 مرداد 1396 04:45 ب.ظ
Ahaa, its nice discussion about this article here at this webpage, I
have read all that, so now me also commenting here.
جمعه 30 تیر 1396 12:10 ب.ظ
I think this is one of the most significant information for me.
And i am glad reading your article. But want to remark on few general things,
The web site style is ideal, the articles is really great :
D. Good job, cheers
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:57 ق.ظ
Hey there! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest writing
a blog article or vice-versa? My blog discusses a
lot of the same subjects as yours and I feel we could
greatly benefit from each other. If you're interested feel free
to send me an email. I look forward to hearing from you!
Awesome blog by the way!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
مدیر وبلاگ : علی آل کاظمی
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====