تبلیغات
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی - کرامتی از شاهزاده محمد علیه السلام
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM


سال 1348 بود تازه ازدواج کرده بودم برای دیدار پدرخانم به  اسلام آباد غرب رفتیم وقرار شد از آنجاهم به دیدار اقوام به کوهدشت برویم ، یکی 


از خانواده ها به نام دانشمند  که مرید مرحوم آیت الله حکمت بودند ، وخانم ایشان با عیال رابطه دوستی داشت قرار شد تا شاهزاده محمد همراه مابیایند وبرگردند ، به شاهزاده محمد رفتیم ، من با اقای دانشمند زیارت می کردیم خانم ایشان هم باخانم من زیارت می کنند ، خانم ها هرکدام حاجتی داشته هرکدام یک گوسفند نذر می کنند که اگر حاجت شان بر اورده شد بیاورند وبرای فقرای مجاور شاهزاده محمد قربانی کنند ، خانم آقای دانشمند می گوید :

ما هشت سال است ازدواج کرده ایم وبچه دار نشده ایم ، اگر خدا به ما بچه داد یک گوسفند بیاوریم واینجا سر ببریم ، خانم ما هم می گوید من آرزوی حج دارم اگر امسال حج رفتم من هم یک گوسفند بیاورم سر ببرم .

خانواده دانشمند به اسلام آباد برگشتند وازما جدا شدند وخداحافظی کردند ، ماهم سوار ماشین شدیم وبه طرف کوهدشت راه افتادیم ، وقتی سوار ماشین شدیم  خانم به من گفت : من چنین نذری کرده ام ، گفتم خدا قبول کند ، ولی امسال وقت تمام شده ودفاتر حج این روز ها بسته می شود ، وارد کوهدشت شدیم شب منزل عمه خانم کربلائی جواهر مهمان بودیم ، نزدیک غروب درب منزل را زدند یکی از اقوام آمده بود مارا برای شام دعوت کند ، گفتیم : شام اینجا هستیم .

گفتند : پس پیش از شام یک ساعتی تشریف بیاورید یک مسئله شرعی داریم ، رفتیم منزل آن فامیل خانم آن منزل که اوهم نامش کربلائی جواهر بود گفت من برای حج ثبت نام کرده بودم وچون فشار خونم بالا است دکتر گفته است تونمی توانی سوار هواپیماشوی ، آیا شما قبول میکنی که به نیابت ازطرف من حج بروی ؟ گفتم مانعی ندارد ، ولی چند مشکل درپیش است اگر خدا بخواهد وحل شود می روم ، اول اینکه وقت گذشته ، دوم من برگه معافی نگرفته ام ، درعین حال اقدام می کنم اگر خدا بخواهد درست میشود ، گفتند پس شما تافرصت هست بروید ثبت نام کنید ، من به منزل عمه جواهر آمدم وبه خانم گفتم اگر خدا بخواهد نذرت قبول شده است ، اگر کارمن درست شد برای شماهم ثبت نام می کنم ، فردای آنروز بلا فاصله قم رفتم  وشناسنامه های خودم وحاج خانم را آوردم  وبه اداره اوقاف کرمانشاه رفتم ، ودردفتر حج واوقاف ثبت برای خودم وحاج خانم ثبت نام کردم ، مسئول اوقاف که ازدوستان روحانی بود گفت : سه روز بیشتر وقت نمانده ، وباید شما برگه معافیت داشته باشی ، گفتم تلاش می کنیم اگر خدا خواست درست می شود .

برگه معافیت نظام وظیفه ای که دوروزه صادرشد

مرحوم سرهنگ جعفری را می شناختم که بعداز پیروزی انقلاب  نماینده مردم کرمانشاه درمجلس شورای اسلامی شد  وی از مومنین واز مریدان مرحوم والد بود ودر نظام وظیفه جزء کمسیون پزشکی بود ، داستان را به اوگفتم ، گفت : کار مشکلی است ولی پناه به خدا برو فرم بگیر وراهنمائی کرد وبا دوستانش هماهنگی کرد از یک یک اعضاء درخانه هایشان امضاء گرفتیم ودرناحیه نظام وظیفه عکس مارا روی یک برگه زدند ومهر کردند ، وهمراه یک سرباز برگه را به مادادند که برویم  ورئیس حوزه نظام وظیفه امضاء کند ، وقتی وارد اتاق فرمانده حوزه شدم،  نگاهی به برگه کرد وگفت :دیروز برگه صادرشده امروز برای امضاء پیش من آورده اید ، کاری که باید حد اقل دردوماه انجام شود دریک روز تمام شده ، اگر دست مرا قطع کنند این برگه را من امضاءنمی کنم ، شما یالا یالا کرده اید ، من بنا گزیر دوباره به سرهنگ جعفری مراجعه کردم گفت : فردا شما بیا باهم برویم من ازایشان خواهش کنم که امضاء کند ، فردا اول صبح همراه سرهنگ جعفری رفتیم تا وارد اتاق فرمانده نظام وظیفه شدیم نگاهی به من کرد وگفت : عاقبت کار خودت را کردی ؟ ! همان افسری که روز قبل گفته بود اگر دست مرا قطع کنند این برگه را امضاء نمی کنم ، اول بهانه ای آورد وگفت جناب سرهنگ برای من مسئولیت دارد ، این آخوند ها تحصیلاتشان ارزش دیپلم دارد. سرهنگ جعفری گفت با مسئولیت من امضاء کن طوری نمی شود .

برگه امضاء شد وهنوز مرکب آن خشک نشده بود که همراه سرهنگ جعفری به اداره اوقاف رساندیم ، رئیس اداره گفت الان دفاتر را جمع می کردیم .خوب شد رسیدی .



نوع مطلب : اسمها و خاطره ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : علی آل کاظمی
پنجشنبه 3 خرداد 1397 05:59 ب.ظ
It's very easy to find out any topic on web as compared to textbooks, as I found
this post at this website.
دوشنبه 7 اسفند 1396 09:43 ب.ظ
Hello! I know this is kind of off topic but I was wondering which blog platform are
you using for this website? I'm getting fed up of Wordpress because I've had issues with hackers
and I'm looking at alternatives for another platform.
I would be great if you could point me in the
direction of a good platform.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
مدیر وبلاگ : علی آل کاظمی
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====